قادر فاضلى
15
نم يم ( خلاصه قرآن در اسلام ) ( به ضميمه رسائلى در قرآن : شعرانى ، طباطبائى ، آملى ) ( فارسى )
سخن حق ز حق نگشت جدا * به خداى اين چنين سزد به خود شيخ محمود شبسترى پس شناخت كلام الله يعنى شناخت خدا و شناخت حقيقى خدا براى كسى ميسّر نيست بنابراين شناخت حقيقى قرآن براى كسى كاملًا ميسر نخواهد بود . « حقيقت قرآن شريف الهى ، قبل از تنزيل به منازل خلقيّه و تطوّر به اطوار فعليّه ، از شئون ذاتيّه و حقايق علميّه در حضرت واحديّت است و آن حقيقت كلام نفسى است كه مقارعه ذاتيّه در حضرت اسمائيّه است . و اين حقيقت براى احدى حاصل نشود به علوم رسميّه و نه به معارف قلبيّه و نه به مكاشفه غيبيّه مگر مكاشفه تام الهيّه براى ذات مبارك ختمى صلي الله عليه و سلم در محفل انس قاب قوسين بلكه در خلوتگاه سرّ مقام اوادنى و دست آمال عائله بشريّه از آن كوتاه است مگر خُلَّص از اولياءالله كه به حسب انوار معنويّه و حقايق الهيّه با روحانيّت آن ذات مقدّس مشترك و به واسطه تبعيّت تامّه فانى در آن حضرت شدند كه علوم مكاشفه را بالوراثة از آن حضرت تلقّى كنند و حقيقت قرآن به همان نورانيّت و كمال كه در قلب مبارك آن حضرت تجلّى كند به قلوب آنها منعكس شود بدون تنزّل به منازل و تطوّر به اطوار » . « 1 » « بدين جهت مىتوان گفت كه مفسّرين حقيقى كلام الله مجيد وجود مقدّس پيامبر اكرم صلي الله عليه و سلم و اهل بيت پاك آن جناب مىباشند بلكه مفسّرين بزرگ ما نيز عمده هَمّ خود را صرف در يكى از اين جهات يا بيشتر كرده و باب تعليمات را بر روى مردم مفتوح نكردهاند . به عقيده نويسنده تاكنون تفسير براى كتاب خدا نوشته نشده به طور كلى معناى تفسير آن است كه شرح مقاصد آن كتاب را بنمايد و نظر مهم به آن ، بيان منظور صاحب كتاب باشد . . . مفسّر وقتى مقصد از نزول را به ما فهماند مفسّر است نه سبب نزول را به آن طور كه در تفاسير وارد است » ( 2 ) « . . . قرآن در اين بعدش براى كسى تاكنون منكشف نشده است مگر « مَن
--> ( 1 ) - شرح اصول كافى ، ملاصدرا ، ج 1 ، ص 180